تبليغاتX
ساحل

ساحل

فروغ


( فروغ )

ای شب از رویای تو رنگین شده ، سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش، شادی ام بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک، هستی ام زآلودگی ها کرده پاک

ای در بگشوده بر خورشیدها، در هجوم ظلمت تردیدها

با تو ام دیگر ز دردی بیم نیست، هست اگر جز درد خوشبختیم نیست

ای دو چشمانت چمن زاران من، داغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم، هر کسی را تو نمی انگاشتم

آه ای با جان من آمیخته،ای مرا از گور من انگیخته

چون ستاره با دو بال زرنشان،آمده از دوردست آسمان

در جهانی این چنین سرد وسیاه، با قدم هایت قدم هایم به راه

ای به زیر پوستم پنهان شده،  همچو خون در پوستم جوشان شده

گیسویم را از نوازش سوخته، گونه هام از هرم خواهش سوخته

عشق دیگر نیست این این خیرگی است، چلچراغی در سکوت و تیرگی است

عشق چون در سینه ام بیدار شد،  از طلب پا تا سرم ایثار شد

این دگر من نیستم ، من نیستم،    حیف از آن عمری که با من زیستم

 

 

+ نوشته شده در  91/01/24ساعت 11:40  توسط سمیه   | 

 

مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش

لیکنش مهرو وفا نیست خدایا بدهش

 

+ نوشته شده در  91/01/17ساعت 10:13  توسط سمیه   | 

پـــــــــــ نه پــــــــــــ

 


به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم. میگه نمره میخوای؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام!


اومدم به بابام میگم بابا پول بده، میگه مگه پولات تموم شده؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون یه ذره پول تو جیبی رفتم یه بنز خریدم، بقیشم گذاشتم بانک!
میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون دست فرمونت میخوای پول بنزم بهت بدم لابد؟!!!
میگم شما هم مگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ رو بلدی؟! میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ ! فقط تو بلدی !!!


رفتیم رستوران، میگم 2تا جوجه لطفا. میگه جوجه کباب؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز


به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فوت کن، قطع کن


زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام، بقیش هم آدامس بدین!


به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم


یارو اومده می‌بینه همکارم توی اتاق نیست. باز می‌پرسه خانم فلانی نیست؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط‌کش بزن در بیاد


مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن


حواسم نبود با صورت رفتم تو در. یارو میگه ندیدیش؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو


رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از 10 دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای واسم دعا بنویس تا خوب بشم!!!


زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن ... میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران


حدود ۳ صبح بود رفتم سر یخچال پارچ آب رو برداشتم آب بخورم.
دوستم بلند شده میگه می‌خوای آب بخوری ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم می‌خوام بهشون آب بدم


سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید. میگه پیاده میشی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم...!

رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یارو گفت : راحت باشه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خار داشته باشه.

یه طوطی گرفتم. فامیلمون اومده میگه طوطیه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم

داشتم تلویزیون میدیدم.
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!

رفتم واسه استخدام. یارو میگه اومدی واسه استخدام؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم

دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم.
میگه شما سوال داری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری ...

به رفیقم میگم چه خوب می‌شه اگه جور شه واسه جامِ جهانی‌ بتونیم بریم برزیل، میگه بریم بازیها رو ببینیم؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیوید ویا داره خداحافظی می‌کنه، اسپانیا مهاجمِ خوب می‌خواد...!!!


رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!

رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!


 

+ نوشته شده در  90/04/23ساعت 17:49  توسط سمیه   | 

باران.

روي آن شيشه تبدارتو را ها كردم

 اسم زيباي تورا با نفسم جاكردم

شيشه بد جور دلش ابري و باراني شد

شيشه را يك شبه تبديل به دريا كردم

با سرانگشت كشيدم به دلش عكس تورا

عكس زيباي تورا سير تماشا كردم

 

 

+ نوشته شده در  90/02/07ساعت 16:22  توسط سمیه   | 

نياز

 

در ميان من و تو فاصله هاست

گاه مي انديشم

مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري؟....................

 

+ نوشته شده در  90/02/06ساعت 8:35  توسط سمیه   | 

برنگرد،

 که بر نمی گردی تو هیچوقت

 نمی خواهمم داشته باشمت،نترس فقط بیا

 در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت

 دلم برای راه رفتنت تنگ شده است...


+ نوشته شده در  89/12/11ساعت 19:8  توسط سمیه   | 

 

مي خواستم تصوير با تو بودن را نقاشي كنم

ديدم فاصله بينمان در ورق جا نمي شود

كمي نزديكتر بيا

مي خواهم با تو بودن را حس كنم

+ نوشته شده در  89/09/01ساعت 12:47  توسط سمیه   | 

چقدر غریبانه به به لحظه های زندگیم

                                  رنگ آشنایی زدی و ...............رفتی

تورا هیچوقت از خاطر نمی برم

                                که تو

                                     آشناترین غریبه من بودی

+ نوشته شده در  89/08/15ساعت 20:36  توسط سمیه   |